X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 6 شهریور 1386
توسط: hamiDEL

لطف دوستان

دوتا ترک داشتن قاشق قاشق ماست توی دریا میریختن که مثلا دوغ بخورن یهو یه لره رد میشه میگه خاک بر سرتون همین کاهارو میکنید که بهتون میگن خر.اخه این همه دوغ رو کی میخوره-----*کامران-بیرجند----


لره یه لیوان خالی میزاره بالای سرش .. میگن چرا ؟ میگه شاید شب پا شدم تشنم نبود -----*لیلا-تهران----


احمدی نژاد قراره افرادی که ازش قشنگترند رو بکشه! ما که رفتنی شدیم ولی خوش به حالت که زنده می مونی----*یه ترکه-تالش----


لاته به آخونده میگه: حاج آقا! ما اگه ترتیب آبجیِ شما رو بدیم از نظر شرعی فامیل میشیم؟ آخونده میگه: نه عزیز دل برادر..... بی حساب میشیم -----*نسرین-شیراز-----


میخوام اتوبوس بسازم .... اتوشو دارم اما بوس ندارم .. یه بوس میدی ؟ لازم دارم ------*سام-تهران----


ارزوهات رو یه جا یادداشت کنو یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که ....چیزی که امروز داری ارزوی دیروزت بوده -------*مهران-اصفهان-----

                       ***

شما هم اگه مورد ارسالی داشتین میتونین اون رو در قسمت نظرات درج کنین و یا به آیدی ِ adisababa_adams سند کنین . به امید روزهای بهتر

نظرات (9)
اکبر
سه‌شنبه 6 شهریور 1386 ساعت 22:05
سلام دوست عزیز وبلاگ جالب و متنوعی دارید خوشحال میشم با هم بیشتر آشنا شیم اگر با تبادل لینک موافق هستید به من سر بزنید ممنون.
امتیاز: 0 0
مهتاب
پنج‌شنبه 8 شهریور 1386 ساعت 22:26
سلام مرسی از از لطفت راستش من این تمرینات روقبلا انجام دادم و چون نتیجه گرفتم برای شما هم گذاشتم.نتیجه گرفتی حتمآبگو
امتیاز: 0 0
someone
یکشنبه 11 شهریور 1386 ساعت 11:49
سلام
چیزی برای فرستادن ندارم ..
اما این ها را خوندم ..

موفق باشی

به روز هستم
دوست داشتی بیا
امتیاز: 0 0
بی کلام
یکشنبه 11 شهریور 1386 ساعت 14:25
سلام
خوبی؟
جمله های قشنگی بودن

شاد باشی
امتیاز: 0 0
یاسمین ( حرفهای یه دختر غمگین
دوشنبه 12 شهریور 1386 ساعت 22:29
با مزه بودن
لحظه ای لبخند مهمون لبامون شد
دلت شاد
امتیاز: 0 0
شهوت ران
سه‌شنبه 13 شهریور 1386 ساعت 15:13
سلام عزیزم
به روزم بیا
امتیاز: 0 0
آیدا
سه‌شنبه 13 شهریور 1386 ساعت 21:46
سلام
فونته اینا خیلی ریزه نمیتونم بخونمشون !
راستی جواب کامنت رو همونجا تو وبلاگ دادم ...
امتیاز: 0 0
تورک
سه‌شنبه 6 آذر 1386 ساعت 18:47
نکیوارین سیکیم
امتیاز: 0 0
محبت
چهارشنبه 28 فروردین 1387 ساعت 23:49
سلام
): گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا


مانده بود
همشهریت
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد