پنجشنبه 23 اسفند ماه سال 1386 ساعت 20:08
همیشه وقتی آخرای سال میشه ۱حسی بهم دست میده نمیدونم شاید همه همینجوری میشن شایدم که...

-خلاصه اینکه میشینم و حسرت روزهای از دست داده رو میخورم
کارایی که باید انجام میدادم و ندادم /همینجوری دارن فرت و فرت لحظات میگذرن و میگذرن ۱وقتی چشاتو وا میکنی و میری جلوی آینه میبینی که آره دیگه ! این چین و چروکا و موهای سفید...
اما خب قبول میکنیم مخصوصا اگه به خدای خودمون اعتماد داشته باشیم چون اینجوری مطمئنیم که آخر کارمون این دنیا نیستش.
-بهرحال:
چه خندون چه گریون داره میگذره دنیا و داره میگدره عمر ما
میشه با این امید موتور زندگی رو چرخوند که ۸۷ساله ایده آل ما میشه و همینطورم هست.










