آدمک آخر دنیاست ، بخند
آدمک مرگ همینجاست ، بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست، بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است ، بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست،بخند

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان لحظه ی اول
که اول ظلم می دیدم ازاین مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زشتی و زیــبـــــائی
بروی یکدیگر ویرانه می کردم
عــجب صـبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه صدها گرسنه می دیدیم
نخستین نعره مستانه را خاموش می کردم.
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان،
دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگی
زمین و آسمان را واژگون مستانه می کرد
عجب صبری خدا دارد!!!











