X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 3 آبان 1385
توسط: hamiDEL

زندانی زمان

زندانی زمان

عقربه ها چه بی امان، خط می کشن روی زمان

می گذره عمر من و تو ،می ریم ومی مونه جهان

فرار این دقیقه ها ،مفهوم این بیهودگی

گذاشتی بر جاده من، نام قشنگ زندگی

محکوم یک تولدیم ،انگار به بیراه زدیم

یه عمر بی تفاوتیم ،یه لحظه خوبیم و بدیم

همیشه تلخ حقایقه، این بازیِ دقایقه

برای کشتن زمان ، ثانیه در مسابقه

in that time

in that time no one is crying

love is tagging

تقویم پاره پاره، این رسم روزگاره

عمری اسیر خزون و چند لحظه ای بهاره

زندگی یک خیاله ، در ذهن من سواله

تو پنجه های تقدیر ،افسوس شدیم مچاله

اگر در اشتباهیم ، همه غرق گناهیم

مسافریم و در سفری کوتاهیم

همه در یک زندانیم ، زندانیه زمانیم

حلقه ای از یک زنجیر، سلسله انسانیم

in that time

in that time no one is crying

love is tagging

بیا انسان که با تو،با تو همیشگی شم

تا که نترسم از مرگ، عاشق زندگی شم

اگر تنها یه قطره،اما با هم دریاییم

                    به

عشق هم محتاجیم ،بدون هم تنهاییم


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد